مجموعه مباحثی با محویت «انگیزش، هیجان و ادراک»

انگيزش، مسائل مختلفي را در برمي‌ گيرد.
نظام های انگيزشي انسان ها را در تلاش مداوم براي رفع حالت هاي ناخوشايند مي‌ بیننند؛ همچنین آن ها را موجوداتي کنجکاو، هيجان خواه، با هدف، با برنامه و تلاشگر در نظر مي‌ گيرند. 
انگيزش يک فرآيند است. انگيزش فرآيندي پويا است و نه ايستا. خيلي از انگيزه‌ ها (و نه همه ی آن ها) از يک فرآيند چهار مرحله‌ اي «پيش‌ بيني، برانگيختگي، عمل ‌رفتاري و پيامد» پيروي مي‌ کنند.
در مدت پيش بيني، فرد انتظار پيدايي انگيزه را دارد؛ ويژگي آن وجود يک حالت محروميت و تمايل به هدف است.
در مدت برانگيختگي، محرک دروني يا بيروني انگيزه را تحريک نموده و به رفتار جهت مي‌ دهد.
در مدت عمل رفتاري، فرد براي نزديک شدن يا دور شدن از شي هدف انگيز، به رفتار هدف‌ گرا مي ‌پردازد.
در مدت پيامد، فرد پيامد هاي سيري يا اشباع انگيزه (فروکشي انگيختگي) را تجربه مي‌ کند.
هنگامي که رفتار توسط نيرو ها‌ي دروني (نظير خستگي، کنجکاوي و ...) برانگيخته شده باشد، خود گردان است. انگيزش خودگردان معمولا از گرايش ‌ها، نياز ها و واکنش‌ هاي فردي به رفتار شخص ناشي مي‌ شود. در مقابل زماني که رفتار توسط نيروهاي بيروني (نظير پول يا جايزه و ...) برانگيخته مي‌ شود، به صورت محيطي است. انگيزشي که توسط محيط کنترل مي‌ شود، از پيامد هاي مصنوعي و بيروني رفتار ناشي مي‌ شود.

اغلب هيجان ها ما را برانگيخته مي ‌کنند اما هيجان و انگيزش هميشه داراي هم پوشي نيستند.
يکي از عناصر اصلي در انگيزش نحوه ی احساس کردن ماست. هيجان هاي ما واکنش هاي غير عيني در مقابل محيط مي‌ باشند که همراه با پاسخ هاي عصبي و هورموني هستند. هيجان ها را واکنش هاي انطباق نيز مي‌ دانند که روي نحوه ی فکر کردن ما اثر مي ‌گذارند و عموما تحت عنوان خوشايند تجربه مي ‌شوند.
رفتار ما نسبت به کسي که به او اعتماد داريم و نسبت به کسي که از او مي ‌ترسيم متفاوت است و در مقابل رويداد ها وقتي سرحال و خوشحال هستيم و هنگامي که احساس غمگيني يا عصبانيت مي‌ کنيم بطور متفاوت پاسخ مي‌ دهيم؛ به عبارت ديگر حالات هيجاني اغلب رفتار ما را برانگيخته مي‌ کنند.

ادراک به معنای تعبیر و تفسیر احساس است، که باعث درک بهتر احساسات برای شخص می شود.
نباید ادراک را با احساس اشتباه گرفت.
فرآیند روانی که در آن محرک حسی به آگاهی آورده می شود، ادراک نام دارد. اختلال ادراکی، خاص بیماران روانی نیست و در افراد عادی نیز دیده شده است.


و مباحثی این چنین که به شکلی تقریبی، 140 ساعت زمان صرف درس گرفتن و خواندن و آموختن آن شد.