قنوت شبانه ی امیر المومنین علیه السلام
شرح صنمی قریش

نوشته ی مرحوم سید ابوالفضائل مجتهدی
 چاپ اول – زمستان 1389
 120 صفحه

مطالعه شده در فروردین 92


یادم هست که بخش زیادی از این کتاب را در زمان معطلی برای تشییع جنازه ی مرحوم علی بهرامی خواندم.
طبق معمول اعلام کرده بودند تشییع ساعت 9 صبح است. خیابان غیاثی (17 شهریور). من هم برنامه ام را تنظیم کرده بودم که به موقع برسم. بنا بر این پس از عرض تسلیت و تعزیت به صاحبان عزا، معطل ماندیم تا پیکرِ مرحوم را از بیمارستان بیاورند.
از کوچه خارج شدم، کتاب را از کیفم در آوردم و مشغول خواندن شدم ...! کمی در ایستگاه اتوبوس نشستم و کمی در مقابل مدرسه ای که بود راه رفتم ...! نیم نگاهی هم به کوچه داشتم که از برنامه جا نمانم. اما کتاب تمام شد و مراسم تششع آغاز نشد! ...
 
کتاب خوب و روانی است. گرچه به همه ی فراز های این دعای شریف نپرداخته است ولی برخی قسمتها را توضیح داده و همین مقدار که در بازارِ کتابِ فارسی زبانان توزیع شده است مغتنم است. کتابی قطور با نامِ «رَشحُ الولاء فی شرحِِ الدعاء» در 752 صفحه دارم که شرح همین دعای شریف است و از دوست قدیمی ام آقای ناصر عباسی دریافت کرده ام.

کتابِ «رشح الولاء فی شرح الدعاء» تصنیف فردی صاحب توفیق است در خدمت به حضرت صدیقه سلام الله علیها به نامِ ابی السعادات، اسعد بن عبدالقاهر، سفرویه ی اصفهانی که متوقی سال 640 هجری قمری است.
از مشایخ روایی او مرحوم قطب راوندی و از شاگردان او مرحوم علی بن موسی بن طاووس و مرحوم خواجه نصیر الدین محمد بن الحسن الطوسی هستند. در مقدمه ی این کتاب پیرامون دیگر کتب نوشته شده در شرح دعای صنمی قریش و زندگیِ نویسنده ی مرحوم آن توضیحات مبسوطی آمده است. هنوز توفیق مطالعه ی کامل این کتابِ ارزنده را نیافته ام اما در مراجعاتی که داشته ام آن را خواندنی و پر استناد یافتم.
 
خداوند متعال همه ی خدمتگزاران به ساحت مقدس حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها را که در طول تاریخ قدمی در بزرگداشت نام و یاد و ایام شهادت و احیای فرمایشان ایشان داشته اند غریق رحمت نماید و ما را نیز با فاطمیونِِ اهل قیامت محشور فرماید. انشاء الله
 
خدای رحمان و رحیم، پدر و مادرِ بنده ی حقیر را هم که سالها در جهت برگزاری مراسم شهادتِ حضرتِ زهرا سلام الله علیها کوشیدند، مشمول عنایات خاص بی بی دو عالم قرار دهد. مراسمی که یک سال در حالی برگزار شد که مادر در بیمارستان بودند و سالی دیگر در حالی برگزار شد که پدر در بیمارستان بودند و آن بیماری به رحلتشان منتهی شد، اما مجلس تعطیل نشد!