اندیشه اصلاح دین در ایران (2 جلد) ** سه شنبه – 26 خرداد 1405 - 1 محرم 1448 – 16 ژوئن 2026 • عصر موفق به اتمام مطالعه ی کتاب دو جلدی «اندیشه ی اصلاح دین در ایران» شدم؛ مقدمه ای تاریخی که جلد اول آن مربوط به دوره ی قاجار و جلد دوم آن مربوط به دوره ی پهلویست و مجموعا در 972 صفحه منتشر شده است. اثری از آقای دکتر سیدمقداد نبوی رضوی؛ انتشارات «شیرازه کتاب ما»؛ چاپ اول، 1396. • از آنجایی که تلاشی محققانه، موشکافانه و از جهاتی بدیع است واقعا شایسته ی تقدیر و نشانه ی همت والای مؤلف محترم آن است و از آن جهت که ممکن است کسانی به جهتی تحقیقی یا مطالعاتی و علمی برخی مطالب آن را لازم به بررسی مجدد یا گفتگو بدانند هم امری طبیعی است؛ اما بیرون کشیدن «تاریخ مکتوم» با وجود اصل «نهان زیستی» و مدارک و منابع گسترده و قابل تأمل، کتاب را به اثری واقعاً خواندنی تبدیل کرده است. • می توانم بگویم از کتاب هایی است که خواندن مجدد آن را واقعا دوست می دارم؛ تا تقدیر چه باشد. • در پیامی برای نویسنده ی محترم نکاتی را عرض کردم که در این جا می آورم: • آقای دکتر نبوی عزیز، سلام علیکم، وقت شما به خیر؛ • کتاب دو جلدی «اندیشه ی اصلاح دین در ایران» را خواندم؛ واقعا محققانه بود و اساساً خود متن آموزنده ی نگاه محققانه به خواننده است و نشانه ی توانمندی شما و البته توفیق الهی که شامل حال شما گردیده است. • اینکه در کتاب تقریباً یا تحقیقاً هیچ غلطی به جهت املایی حتی در فاصله گذاری ها، تیتر بندی ها ندارد واقعاً فوق العاده و ارزشمند است حتماً زحمت ویژه ای کشیده شده است؛ گاهی یک جزوه سی صفحه ای ساده با چندین غلط به چاپ چندم رسیده ولی این کتاب با این حجم و مطالب دقیق و پر استناد، این مقدار منزه و منقح وحقیقتاً ستودنی است. حتی من توی برخی فاصله گذاریها که دقت میکردم شاید یک یا دو جا برخوردم به این که خب این فاصله گذاری اگر به این شکل بود مثلاً بهتر بود و الا از این جهت هم واقعا کتاب یه محصول ارزشمند و قابل استفاده است که به بازار عرضه شده است و حیف که من دیر موفق به خواندنش شدم. • چند سوال به ذهم رسید که اگر پاسخی برایش دریافت کنم ممنون می شوم: • 1) در تاثیر سید اسدالله خرقانی بر مجتهد بزرگ عصر و عبارتهای مختلفی که در این زمینه آورده شده، این مطلب به مخاطب القا می شود که چه بسا فتاوا یا موضعگیریهای مَراجع غیرعالمانه و متاثر از اطرافیانی – آن هم با شناخت سطحی از آن ها – رخ می دهد! همچنین در آن قسمت که از داماد مرحوم بهبهانی سخن آمده و بابی بودنش ذکر شده است نوعی القای کم توجهی افراد مورد اعتماد و مراجعه ی مردم به حتی اعتقادات اعضای خانواده ی خود یا نفوذ در اطرافیان خود هستند! البته من با توجه به مطالعات دیگرم در سرگذشت مشاهیر، منکر این نیستم که برخی آقازاده ها تاثیر قابل توجهی در رویکرد های آقایان دارند؛ حتی در کتاب هایی که از خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی چاپ شده در ارتباط با تاثیر سیداحمد آقا در برخی فتاوا و تصمیم گیری های مهم، به صراحت مطالبی آمده است که این ها شاهد مثال هایی از همین مقوله است. خوشحال می شوم تحلیل شما را در این زمینه بدانم. • 2) در صفحه 504 به این مطلب اشاره شده و آن نظریه ی «حکومت شورایی قرآن» است که احتمالاً نیاز به توضیح دارد؛ شاید آگاه باشید که در میان فقهای شیعی هم دیدگاهی با عنوان «حکومت شورایی فقها» مطرح است که یکی از کسانی که در این زمینه تاکید داشتند و شاید به همین جهت در حصر خانگی و مطرود واقع شدند، آقا سیدمحمد شیرازی بودند؛ در کتاب «حکومت ولایی» آقای کدیور هم به این مطلب اشاره شده ولی زود از کنارش می گذرد چون به نظر من آن کتاب با سوگیری نوشته شده است؛ به هر حال تمیز این دو دیدگاه که اصطلاح مشابهی دارند لازم به نظر می رسد. • 3) یکی دیگر از نکتههایی که شما هم اشاره کرده اید ولی به نظر میرسد توضیح بیشتری میخواهد راجع به سیداسدالله خرقانی است که نوشته اید، کتابهایی در دفاع از مبانی اعتقادی نوشته مثل رساله ی «نُبوت خاصه و ابدیت اسلام» و بحثی که راجع به حجاب دارد، و همه ی این ها را با بحث «نهان زیستی» و تشابه با شیخ هادی، به شکلی خلاصه و در چند خط به اتمام رسانده اید؛ ولی به نظر ذهن مخاطب را در جمع بین آن اعتقادات نهان و این مکتوبات آشکار معلق نگه می دارد! یا این که با توجه به جایگاهی که در نجف اشرف و نزد علما داشته و درس هایی که می گفته، مطلب با یک عنوان نهانزیستی جمع نمی شود و گویی مخاطب را قانع نمیکند! البته شاید مخاطب باید برگردد و قسمتهای قبلی را مجدد بخواند یا اینکه یک توضیح اضافه تری داده شود و البته شاید استعداد بنده توان لازم را ندارد! • یک پیشنهاد: در مواضع مختلفی، به ارتباطات سید جمالالدین افغانی با هر کدام از این افراد اشاراتی شده بود؛ پیشنهاد می دهم اگر در زمانی تمایل داشتید که کتاب را با افزودههایی مجدد به بازار عرضه کنید در همان مقدمات به جایگاه سیدجمال تذکری داده شود تا در طی بحث ها، حواسش به ارتباطات او با این مجموعه افراد و گروههای مذک.ر باشد؛ کاری که نهایتا در بخش پایانی مطالب در جلد دوم انجام گرفته است.