عجب اشتباهی

** پنجشنبه – 15 آبان 1376 – 5 رجب المرجب 1418 – 6 نوامبر 1997
 
• امروز کتاب «عجب اشتباهی» را خواندم؛ نویسنده: سرور پوریا؛ تصویرگر: فیروزه گل محمدی؛ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ چاپ اول 1366، چاپ چهارم: 1374، تعداد 25.000 نسخه؛ تعداد چاپ های قبل: 110.000 نسخه؛ در 24 صفحه؛ منتشر شده برای گروه سنّیِ «الف» و «ب» و «ج».
• داستان بسیار زیبا ولی غم ناکی است و واقعا خواننده سرانجام غصه اش می شود.
• کلاغی در ابتدای بهار همسایه یک سنجاب مهربان می شود. او از کلاغ پذیرایی می کند حتی لانه ی اصلی خودش را انبار غذاهای او می کند و لانه ای دیگر برای خودش می سازد. دانه های با پوست برای سنجاب، دانه های بی پوست برای کلاغ.
• دانه های بی پوست در گرما خشک شده حجمش کم می شود. کلاغ نادان به سنجاب مضنون می شود؛ ... در زمستان که برای برداشتن دانه به انبار می رود می بیند حجم دانه هایش از قبل هم بیشتر شده، دانه ها آب دیده و بزرگتر شده، پشیمانی ... اما چه سود؟!