اندوه برادر ** چهارشنبه – 22 شهریور 1396 – 22 ذی الحجه 1438 – 13 سپتامبر 2017 • کتابِ «اندوه برادر» را خواندم؛ اثر سیدمهدی شجاعی؛ در 24 صفحه. • پنج ماه تمام بود که مرد راه می آمد، یکّه و تنها. در این پنج ماه، جز برای نماز و غذا و استراحت جایی توقف نکرده بود. می گفتند که حاکم جدید شهر مردی جدی و پرکار است. بنابراین، حتماً به مالیات ها هم خواهد رسید و مرد در همه ی عمر مالیاتی نپرداخته بود. او خمس و زکاتش را بی کم و کاست برای امام می فرستاد و ذره ای مالیات به حکومت ظالم و غاصب نداده بود. در ایام حج، خدمت حضرت «موسی بن جعفر» رسیده و راه چاره را از ایشان پرسیده بود. امام پس از شنیدن حرف های او، نامه ای سربسته برای والی جدید نوشته بودند. او وقتی به شهر رسید، بلافاصله به در خانه والی رفت و با نگرانی و اضطراب در زد. آنگاه ...