دوره ی تربیت درمانگر ** سه شنبه – 28 بهمن 1404 – 28 شعبان 1447 – 17 فوریه 2026 / بخش چهارم • کمی قبل از سحری رفتم سراغ شنیدن و یادداشت برداری از فایلی دیگر، از فایل های جلسات پنج ساعتی، از مجموعه ی دویست ساعتی «تربیت درمانگر»؛ پیش از این بخش اول، دوم، هفتم، هشتم، دهم و پانزدهم این مجموعه را شنیده و نکته برداری کرده ام؛ یعنی صرف وقتی بیش از 50 ساعت، جهت شنیدن و یادداشت برداری و مطالعات جانبی از 30 ساعت فایل صوتی؛ و حالا نکته هایی از میان گفتگوهای جلسه ی سوم همراه با تکمله هایی خارج از آن چه در جلسه طرح شد: • برون ریزی روانی اگر درست صورت گیرد، می تواند آرامش بخش باشد ولی اگر غرزدن حساب شود مؤثر نیست. برونریزی روانی یعنی بیان آگاهانه و هدفمندِ احساسات برای فهم بهتر خود و کاهش فشار روانی؛ غر زدن یعنی تخلیه ی تکراری و بدون مسئولیتِ نارضایتی، بدون قصد فهم یا تغییر. • تفاوت در نیت؛ «چرا حرف میزنم؟» در برونریزی روانی: «میخواهم سبک شوم، بفهمم چه حسی دارم، یا راهی پیدا کنم.» در غر زدن:«میخواهم فقط ناراحتیام را بیرون بریزم، بدون این که کاری کنم.» • تفاوت در محتوا؛ «چه میگویم؟» در برونریزی روانی: محتوا شامل احساس، فکر، تجربه ی شخصی؛ مثلاً «احساس خشم میکنم چون حس میکنم نادیده گرفته شده ام.» اما در غر زدن: محتوا قضاوت، شکایت، سرزنش است؛ مثلاً «همه بَدند، هیچکس سرِ جاش نیست!» • تفاوت در ساختار «چطور میگویم؟» در برونریزی روانی: نسبتاً منسجم، قابل دنبالکردن، همراه با مکث و تأمل؛ اما درغر زدن: سخنان تکراری، چرخشی، اغلب اغراقآمیز و بیپایان. • تفاوت در نتیجه ی روانی: در برونریزی روانی: آرامش، بینش و گاهی انگیزه برای تغییر؛ اما در غر زدن: تشدید خستگی، فرسودنِ خود و اطرافیان و تقویت احساس ناتوانی. • بعضی از اصول و ضوابط نیاز به اقدامات و مشاوره های روانشناختی ندارد؛ در هر خانواده ای باید مبانی ای در ارتباطات تعریف شده باشد و الا زندگی را نمی توان بی توجه به آن اصول، با دستورالعمل های خانواده درمانی نگه داشت!