جلسه ی اول - تاریخ: 1404/4/6** دانلود فایل صوتی 52 دقیقه مباحث مطرح شده: • در مباحث معاد نوعی تذکر، تنبه و تربیت نهفته است. • در بحث ما معاد از زمان جدا شدن روح از بدن و ورود به جهان دیگر آغاز می شود. • نکته ی اول: هیچ قسمتی از معاد عقلی نیست بلکه بیان شده از طرف خداوند و پیامی به واسطه ی پیامبر و ائمه علیهم السلام است. اصل معاد اثبات عقلی دارد. • نکته ی دوم: از حضرت امام باقر علیه السلام پرسیدند: مرگ چیست؟ فرمودند: همان خوابی است که هر شب تجربه می کنید، الا این که طولانی است و بیدار نمی شوید تا روز قیامت. • حقیقت مرگ: فاصله گرفتن روح از بدن بدون بازگشت؛ اتفاقی که در زمان خواب می افتد در زمان مرگ هم می افتد، الا این که در خواب روح برمی گردد. • نکته ی سوم: بیداری حقیقی هم پس از مرگ همان طوری که خواب و مرگ را مانند هم توصیف کرده اند، قابل توضیح است؛ در واقع بیداری و حشر هم مثل هم است. • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: به خدایی که مرا مبعوث کرد همان طوری که می خوابید می میرید و همان طور که برمی خیزید زنده می شوید. • روایت: عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّمَا صَارَ اَلْإِنْسَانُ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ بِالنَّارِ وَ يُبْصِرُ وَ يَعْمَلُ بِالنُّورِ وَ يَسْمَعُ وَ يَشَمُّ بِالرِّيحِ وَ يَجِدُ اَلطَّعَامَ وَ اَلشَّرَابَ بِالْمَاءِ وَ يَتَحَرَّكُ بِالرُّوحِ وَ سَاقَ اَلْحَدِيثَ إِلَى أَنْ قَالَ فَهَكَذَا اَلْإِنْسَانُ خُلِقَ مِنْ شَأْنِ اَلدُّنْيَا وَ شَأْنِ اَلْآخِرَةِ فَإِذَا جَمَعَ اَللَّهُ بَيْنَهُمَا صَارَتْ حَيَاتُهُ فِي اَلْأَرْضِ لِأَنَّهُ نَزَلَ مِنْ شَأْنِ اَلسَّمَاءِ إِلَى اَلدُّنْيَا فَإِذَا فَرَّقَ اَللَّهُ بَيْنَهُمَا صَارَتْ تِلْكَ اَلْفُرْقَةُ اَلْمَوْتَ تَرُدُّ شَأْنَ اَلْأُخْرَى إِلَى اَلسَّمَاءِ فَالْحَيَاةُ فِي اَلْأَرْضِ وَ اَلْمَوْتُ فِي اَلسَّمَاءِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يُفَرَّقُ بَيْنَ اَلْأَرْوَاحِ وَ اَلْجَسَدِ فَرُدَّتِ اَلرُّوحُ وَ اَلنُّورُ إِلَى اَلْقُدْرَةِ [اَلْقُدُسِ] اَلْأُولَى وَ تُرِكَ اَلْجَسَدُ لِأَنَّهُ مِنْ شَأْنِ اَلدُّنْيَا وَ إِنَّمَا فَسَدَ اَلْجَسَدُ فِي اَلدُّنْيَا لِأَنَّ اَلرِّيحَ تُنَشِّفُ اَلْمَاءَ فَيَيْبَسُ فَيَبْقَى اَلطِّينُ فَيَصِيرُ رُفَاتاً وَ يَبْلَى وَ يَرْجِعُ كُلٌّ إِلَى جَوْهَرِهِ اَلْأَوَّلِ وَ تَحَرَّكَتِ اَلرُّوحُ بِالنَّفْسِ حَرَكَتَهَا مِنَ اَلرِّيحِ فَمَا كَانَ مِنْ نَفْسِ اَلْمُؤْمِنِ فَهُوَ نُورٌ مُؤَيَّدٌ بِالْعَقْلِ وَ مَا كَانَ مِنْ نَفْسِ اَلْكَافِرِ فَهُوَ نَارٌ مُؤَيَّدٌ بِالنُّكْرِ فَهَذِهِ صُورَةُ نَارٍ وَ هَذِهِ صُورَةُ نُورٍ وَ اَلْمَوْتُ رَحْمَةٌ مِنَ اَللَّهِ لِعِبَادِهِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ نَقِمَةٌ عَلَى اَلْكَافِرِينَ (بحار الأنوار ج۶ ص۱۱۷)؛ از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: «انسان بهوسیله ی آتش میخورد و میآشامد، و بهوسیله ی نور میبیند و کار میکند، و بهوسیله ی باد میشنود و میبویَد، و بهوسیله ی آب طعم غذا و نوشیدنی را درمییابد، و بهوسیله ی روح حرکت میکند.» سپس در ادامه ی حدیث فرمودند: «انسان اینگونه از امر دنیا و امر آخرت آفریده شده است. هنگامی که خداوند میان آن دو پیوند برقرار کند، زندگی او در زمین شکل میگیرد؛ زیرا جنبه ی آسمانی از عالم بالا به دنیا فرود آمده است. و هنگامی که خداوند میان آن دو جدایی افکند، آن جدایی همان مرگ است؛ به این صورت که جنبه ی اخروی به آسمان بازمیگردد. پس زندگی در زمین است و مرگ در آسمان؛ و این بدان سبب است که میان روح و جسم جدایی میافتد. در نتیجه روح و نور به قدرت [یا قداست] نخستین بازگردانده میشوند، و جسم واگذاشته میشود؛ زیرا از جنس دنیا است. جسم در دنیا فاسد میشود، چون باد آب را خشک میکند، پس خشکی پدید میآید و گل باقی میماند، آنگاه به استخوان پوسیده و فرسوده تبدیل میشود، و هر چیزی به اصل و جوهر نخستین خود بازمیگردد، و روح به وسیله ی نفس به حرکت درمیآید، و حرکت نفس از باد است. پس آنچه از نفسِ مؤمن باشد، نوری است که به عقل تأیید شده است؛ و آنچه از نفسِ کافر باشد، آتشی است که به انکار و نادانی پشتیبانی شده است. این، صورتِ آتش است و آن، صورتِ نور. و مرگ برای بندگان مؤمنِ خدا رحمتی است، و برای کافران عذابی و کیفر». • هر کدام از ما در دو شان زندگی می کند؛ جسم ما در شان دنیوی زندگی می کند و روح در شان اخروی. • نکته ی چهارم: تفاوت دوم مرگ و خواب در بیان امیراامومنین علیه السلام چنین است: خدا روح را خلق کرد و برایش سلطنتی قرار داد؛ وقتی بنده می خوابد روح از بدن فاصله می گیرد ولی سلطنتش قطع نمی شود، اما در مرگ آن سلطنت و تسلط بر جسم قطع می شود. • قرآن می فرماید: وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ (سوره ی مبارکه ی ابراهیم،17)؛ و مرگ از هر طرف به او رو می کند، ولی مردنی نیست.