بلوغ - دبستان دخترانه ی نور (بندرعباس) 


بلوغ

پنجشنبه – 15 دی 1390– 11 صفر1433 – 5 ژانویه (1) 2012

• امروز در سومین سفرم به بندرعباس، توفیق برگزاری جلسه ای با موضوع «بلوغ» را برای مادران دبستان ی دخترانه ی نور، داشتم.
• راهروی مدرسه را پر کرده بودند از صندلی های بچه ها و مادرانشان را دعوت کرده بودند؛ عده ای از مادران هم با بچه های کوچکشان آمده بودند؛ برای رسیدن من به تریبون مسیر جالبی طی می شد! ... حالا قرار دادن لپ تاپ و صندلی گوینده و ... همه نیاز به تنظیم داشت! بندگان خدا در حد امکاناتشان خیلی زحمت کشیده بودند ولی ظاهرا گوینده های پیشینشان کم دردسر تر بوده اند!
• تجربه ی شیرینی بود و بعد هم که در دفتر نشستم و یکی یکی می آمدند برای طرح مسائلشان میزان نیاز به افزایش دانش و بودنِ یک مشاور در مجموعه کاملا احساس می شد!
• اگر مجموعه ی آموزشی شان همت می کردند و فردی را به عنوان مشاور و اداره کننده ی جلساتشان به صورتی منظم دعوت می کردند (احتمالا از شهر های دیگر) و در شرایطی مناسب، امکانات را فراهم می کردند خیلی کار می شد کرد! اگر دوربین یا گوشی دوربین دار داشتم، حتما تصاویر جالب و به یاد ماندنی ای از برنامه های آن روز ضبط می کردم؛ از اتاقی که ظهر را در آن گذراندم تا وقت سخنرانی عصر شود تا حواشی برنامه ها! ... خوب ایراد و گله ای نیست؛ توان داشتنش را نداشتم!